تمایلی مبهم، به توقفی کوتاه
در جشنِ انقباضِ ناگهانی فکرها و اندامها
چون میهمانی ْ سرخوش،
در آستانهی در
با کبودیِ گسترده بر پشت و بازوها و بیشتر
پیرهنی جدید:
بنفش و آبی
زیر جلدِ بدن:
آبسترهی خون
به انتظارِ تغییرِ فصلی ْ باشکوه:
از انتزاع به ابتکار!
او
آزاد و میرا
در انتظار آغازِ جشنی
که تمام شد.